مي خواستم يه شعري از يكي ( كه خب قاعدتا حافظ مي بود ) بذارم وبلاگم و اداي آدم حسابيو در بيارم . بعد ديدم همه شعر گذاشتن و آه و ناله كه چرا عشقمون گذاشتو رفت و حالا كه امشب شب يلداس و بلندترين شب حسابي كونمون پارس و از دست مزخرفات كليشه اي . گفتم بيخيال حالا كه همه تو فاز شمع و شعر اين چيزان از خودم يه چيزي بنويسم . و متاسفانه از اون جايي كه تقريبا تو اين زمينه مثل ساير زمينه ها كم استعداد و شايد بي استعدادم ، تصميم گرفتم اصلا پستی نذارم و تبريكيم نگم بتون
صفه گوگل کرومم بستم رفتم بخوابم
